تعریف طرحواره انزوای اجتماعی چیست؟
طرحواره انزوای اجتماعی که در متون تخصصی به اون Social Isolation/Alienation میگن، احساسی هست که فرد فکر میکنه با بقیه دنیا متفاوته، وصله ناجوره و به هیچ گروه یا جامعهای تعلق نداره. کسی که این طرحواره رو داره، حتی وقتی توی یه جمع شلوغه، باز هم احساس تنهایی عمیقی میکنه و فکر میکنه «من مثل بقیه نیستم» یا «من اینجا جایی ندارم». این افراد معمولاً خودشون رو منزوی میکنن چون حس میکنن اشتراکی با دیگران ندارن.
تعریف از نگاه جفری یانگ:جفری یانگ معتقده انزوای اجتماعی یعنی فرد احساس میکنه از بقیه دنیا جداس و عضوی از هیچ جامعهای نیست. یانگ توضیح میده که این طرحواره معمولاً در دوران نوجوانی و در نتیجه تفاوتهای ظاهری، فرهنگی یا رفتاری با همسالان شکل میگیره. این افراد در بزرگسالی یا از حضور در جمعهای دوستانه و کاری کاملاً اجتناب میکنن (سبک اجتناب)، یا در جمعها بسیار ساکت و منفعل میمونن (سبک تسلیم) و یا با تظاهر به برتر بودن، سعی میکنن روی احساس حقارتشون سرپوش بذارن (سبک جبران افراطی).
علائم و نشانه های طرحواره انزوای اجتماعی / بیگانگی
در این بخش به بررسی دقیق علائم طرحواره انزوای اجتماعی میپردازیم. این لیست به عنوان یک راهنمای تشخیص طرحواره انزوای اجتماعی تدوین شده تا با نشانههای طرحواره انزوای اجتماعی در زندگی روزمره آشنا شوید. اما توجه داشته باشید که این موارد صرفاً جهت آگاهیبخشی است و تشخیص قطعی و نهایی تنها از طریق مشاور روانشناس متخصص در حوزه طرحوارهدرمانی امکانپذیر است. اگر این حالات را در خود حس میکنید، برای بررسی تخصصیتر بهتره با ما تماس بگیری.
✔️احساس وصله ناچسب بودن:
✔️باور به متفاوت بودن یا عجیب بودن:
✔️اضطراب در موقعیتهای اجتماعی:
✔️اجتناب از گروهها و دورهمیها:
✔️احساس بیکسی حتی در جمع:
✔️تنهایی گزینی افراطی:
✔️فقدان حس تعلق به جامعه:
باورهای مرکزی و افکاری منفی در طرحواره انزوای اجتماعی
در فضای طرحواره انزوای اجتماعی، فرد انگار خودش رو پشت یه دیوار شیشهای میبینه؛ بقیه رو میبینه که با هم خوشن، ولی حس میکنه خودش هیچوقت نمیتونه بخشی از اونها باشه. البته خیلی مهمه بدونیم این حسِ “وصلهی ناجور بودن” لزوماً واقعیت نداره و فقط تفسیرهای احتمالی ذهنِ فرد از جایگاه اجتماعیشه. این الگو ممکنه در هر کسی شدتش فرق کنه و لزوماً به این معنی نیست که فرد واقعاً با بقیه متفاوته. بیا ببینیم این تلهی ذهنی چه باورها و افکاری رو ممکنه بسازه:
🔵 باور مرکزی (اون لایهی عمیقی که ممکنه اینجوری باشه)
اینها حکمهای کلی و سنگینی هستن که فرد درباره “تعلقِ خودش به گروهها و جامعه” صادر کرده:
- شاید من کلاً با بقیه فرق دارم و یه جورایی به هیچجا و هیچ گروهی تعلق ندارم.
- انگار من یه “بیگانه” هستم که فقط دارم ادای آدمهای عادی رو درمیآرم.
- من ذاتاً آدم تنهایی هستم و هیچوقت نمیتونم بخشی از یه جمعِ صمیمی باشم.
- دنیای من با دنیای بقیه فرق میکنه؛ اونا زبان هم رو میفهمن ولی من نه.
- شاید من اونقدر عجیبوغریب هستم که هیچ گروهی من رو بین خودشون نپذیره.
🔵 افکار منفی (نجواهای لحظهای که ممکنه توی سر بچرخه)
اینها فکرهای واکنشی و سریعی هستن که توی مهمونیها، محیط کار یا جمعهای دوستانه، مثلِ یه مانع عمل میکنن:
- (وقتی توی یه جمع هست): همه دارن با هم میخندن، فقط منم که اینجا اضافهام و حرفی برای گفتن ندارم.
- (وقتی به یه دورهمی دعوت میشه): نرم بهتره، چون تهش یه گوشه تنها میمونم و بقیه میفهمن چقدر باهاشون فرقم.
- (موقع حرف زدنِ بقیه): اینها علایقشون با من زمین تا آسمون فرق داره، من هیچوقت نمیتونم مثل اینا باشم.
- (وقتی کسی باهاش گرم میگیره): داره از رو ادب باهام حرف میزنه، وگرنه من واقعاً براش جذاب یا جالب نیستم.
- بهتره سرم به کار خودم باشه، چون تلاش برای صمیمی شدن با اینا فقط باعث میشه بیشتر حسِ تنهایی کنم.
دلایل و ریشه تحولی طرحواره انزوای اجتماعی
وقتی از دلایل طرحواره انزوای اجتماعی صحبت میکنیم، در واقع با فردی روبرو هستیم که حس میکنه وصله ناجور دنیاست و به هیچ گروه یا جامعهای تعلق نداره. ریشههای طرحواره انزوای اجتماعی معمولاً در تجربیاتی نهفته است که کودک در اونها حس کرده با بقیه فرق داره یا از سمت همسالانش پذیرفته نشده. در واقع زمینههای بروز طرحواره انزوای اجتماعی باعث میشه فرد در بزرگسالی هم خودش رو یک “غریبه” ببینه که راهی به دنیای صمیمی دیگران نداره.
⚠️ یک نکته خیلی مهم: یادتون باشه که ذهن هر انسان بر اساس تجربیات منحصربهفرد خودش فرم میگیره. این موارد صرفاً زمینههای رایج و «احتمالی» هستن. تشخیص نهایی و تایید وجود این الگوها حتماً باید توسط یک درمانگر باصلاحیت در اتاق درمان انجام بشه و صرف داشتن این علائم، به معنی وجود قطعی طرحواره نیست.
۱. تفاوتهای خانوادگی با محیط اطراف:
یکی از ریشههای طرحواره انزوای اجتماعی زمانی شکل میگیره که خانواده کودک به دلایلی مثل مذهب، قومیت، وضعیت اقتصادی یا طبقه اجتماعی با بقیه اهالی محله یا مدرسه خیلی متفاوت باشن. این تفاوت باعث میشه کودک حس کنه با بقیه همخوانی نداره.
۲. داشتن یک ویژگی ظاهری یا رفتاری خاص:
گاهی از دلایل طرحواره انزوای اجتماعی، وجود یک ویژگی متمایز در خودِ کودک هست؛ مثلاً لکنت زبان، یک معلولیت خاص، یا حتی نبوغ خیلی زیاد. وقتی کودک به خاطر این ویژگیها از سمت همسالانش مسخره یا طرد میشه، بذر انزوا در وجودش کاشته میشه.
۳. انزواطلبی یا سردی اجتماعی والدین:
از دیگر زمینههای بروز طرحواره انزوای اجتماعی، الگوبرداری از والدینه. اگر پدر و مادر آدمهای منزوی باشن که هیچ دوستی ندارن و مدام از جامعه و آدمها بدگویی میکنن، کودک هم یاد میگیره که دنیا جای غریبهای هست و نباید به گروههای اجتماعی نزدیک شد.
۴. تجربیات تلخ طرد شدن در مدرسه:
مدرسه اولین میدان جدی ورود به جامعهست. ریشههای طرحواره انزوای اجتماعی در کودکانی که توسط گروههای دوستی پذیرفته نشدن یا مورد قلدری (Bullying) قرار گرفتن، خیلی عمیقتره. این بچهها به این نتیجه میرسن که هیچجا پذیرفته نمیشن.
۵. پنهانکاری خانوادگی یا شرم اجتماعی:
اگر خانواده رازی داشته باشه که کودک مجبور به پنهان کردنش باشه (مثل اعتیاد والد یا جرم یکی از اعضا)، دلایل طرحواره انزوای اجتماعی تقویت میشه. کودک برای اینکه لو نره، از بقیه فاصله میگیره و کمکم حس میکنه با دیگران فرق داره و نمیتونه باهاشون صمیمی بشه.
تأثیر طرحواره انزوای اجتماعی بر روابط و زندگی زناشویی
کسی که طرحواره انزوای اجتماعی داره، ته دلش احساس میکنه با بقیه فرق داره و انگار به هیچ جمع یا گروهی تعلق نداره. این آدمها خودشون رو وصله ناجور دنیا میدونن و فکر میکنن بقیه یه جوری خاص هستن که اینها نیستن. توی رابطه عاطفی، این حسِ «غریبه بودن» باعث میشه حتی وقتی کنار همسرشون نشستن، باز هم احساس تنهایی کنن و فکر کنن هیچوقت نمیتونن کاملاً با دنیای بقیه ادغام بشن.
📍 واکنشهای تخریبگر در رابطه:
- 🔹 اجتناب از محافل اجتماعی: از شرکت در مهمونیهای خانوادگی یا دوستانه همسرشون فراری هستن، چون میترسن اونجا بیعرضه به نظر بیان یا حرفی برای گفتن نداشته باشن.
- 🔹 فاصله گرفتن عاطفی: چون فکر میکنن کسی درکشون نمیکنه، خیلی از افکار و علایقشون رو با پارتنرشون در میون نمیذارن و ترجیح میدن توی دنیای ایزوله خودشون بمونن.
توی زندگی زناشویی، این طرحواره باعث میشه همسرِ این افراد احساس کنه پارتنرش همیشه یه پاش لنگه و انگار تمام و کمال توی رابطه حضور نداره. فرد دارای طرحواره ممکنه خیلی زود از روابط اجتماعی مشترک خسته بشه و با این کار، همسرش رو هم منزوی کنه یا باعث بشه بینشون فاصله بیفته. اونا معمولاً از اینکه همسرشون با بقیه خیلی راحته یا روابط اجتماعی گرمی داره، احساس خطر یا حقارت میکنن و همین موضوع میشه ریشه خیلی از بحثها و دلخوریهای پنهانی که تهش به سردی رابطه ختم میشه.
سبک های مقابله ای در طرحواره انزوای اجتماعی
| مدل برخورد (سبک مقابلهای) | توی زندگی واقعی چی کار میکنی؟ |
|---|---|
| تسلیم (پذیرشِ غریبه بودن) | توی این حالت، تو دقیقاً روی تفاوتهات با بقیه تمرکز میکنی. وقتی توی یه جمعی هستی، مدام با خودت میگی «من با اینا فرق دارم، من مال اینجا نیستم». به جای اینکه دنبال وجه اشتراک بگردی، مثل یه تماشاگر یه گوشه میایستی و فقط تماشا میکنی. عملاً میپذیری که یه آدم “وصله ناجور” هستی و هیچ تلاشی برای وصل شدن به بقیه نمیکنی، چون فکر میکنی ذاتاً با بقیه متفاوتی. |
| اجتناب (فرار از جمع) | اینجا کلاً دورِ اجتماع رو خط میکشی. از مهمونی، جلسات کاری غیرضروری یا هر جایی که گروهی از آدما هستن فرار میکنی. ترجیح میدی تنها باشی تا اینکه استرسِ “توی جمع بودن” رو تحمل کنی. اگر هم مجبور بشی بری جایی، زود جیم میزنی یا خودت رو با گوشیت سرگرم میکنی که کسی باهات حرف نزنه. برای خودت یه جزیرهی تنهایی ساختی که دستِ هیچکس بهت نرسه. |
| جبران (نقابِ اجتماعی زدن) | توی این فاز، تو سعی میکنی مثل یه “آفتابپرست” رفتار کنی! برای اینکه کسی نفهمه چقدر حس تنهایی میکنی، خیلی افراطی نقشِ آدمهای اجتماعی رو بازی میکنی. ممکنه عضو گروههای زیادی بشی یا توی جمعها خیلی شلوغکاری کنی، اما همهش یه نقابه. سعی میکنی با تقلید رفتارهای بقیه، خودت رو به زور توی دل جمع جا کنی، در حالی که از درون هنوز همون حسِ “من به اینجا تعلق ندارم” باهات هست. |
چرخه و سیکل تکراری در طرحواره انزوای اجتماعی / بیگانه بودن
مثلاً فرد به یک مهمانی، دورهمیِ کاری یا یک گروه دوستانه دعوت میشه که در اونجا آدمهای زیادی دارن با هم گپ میزنن.
فرد ممکنه با خودش بگه: «من هیچ حرف مشترکی با اینها ندارم، من خیلی با اینها فرقم دارم، حتماً فکر میکنن من آدمِ حوصلهسربر یا عجیبی هستم.»
فرد ممکنه بره یه گوشه بشینه و با گوشیش ور بره، تماس چشمی برقرار نکنه یا خیلی زود مهمانی رو ترک کنه تا بیش از این حسِ «بیگانه بودن» بهش دست نده.
دیگران چون حس میکنن فرد تمایلی به حرف زدن نداره، سراغش نمیرن؛ و اینجاست که طرحواره تایید میشه: «دیدی؟ باز هم کسی به من توجه نکرد، من واقعاً متعلق به این جمعها نیستم!»
خدمات درمان طرحواره انزوای اجتماعی | کلینیک روانشناسی دکترسلام
اگر همیشه در جمعها احساس میکنید وصلهای ناجور هستید یا با وجود حضور در میان دیگران، حس میکنید با آنها فرق دارید و متعلق به آن گروه نیستید، احتمالاً در تله طرحواره انزوای اجتماعی / بیگانگی گرفتار شدهاید. این حسِ «متفاوت بودن» باعث میشود از موقعیتهای اجتماعی دوری کنید و تنهایی را به بودن در جمع ترجیح دهید. در کلینیک دکترسلام، متخصصان ما به شما کمک میکنند تا این دیوارهای نامرئی را فرو بریزید و لذت تعلق و اتصال واقعی به جامعه و گروههای دوستانه را دوباره تجربه کنید.
نقشه راه درمان طرحواره انزوای اجتماعی و تجربه حس تعلق
| ۱ | شناسایی و چالش با باورهای بیگانگی: بررسی دقیق موقعیتهایی که در آنها احساس جدایی میکنید و به چالش کشیدن افکاری که شما را «عجیب» یا «غیرقابلپذیرش» جلوه میدهند. |
| ۲ | تکنیکهای تصویرسازی و بازوالدینی: کار بر روی خاطرات دوران کودکی یا نوجوانی که در آنها احساس طرد شدن از گروه همسالان یا خانواده را داشتهاید برای ترمیم حسِ ارزشمندی در جمع. |
| ۳ | مواجهه تدریجی و تمرین مهارتهای اجتماعی: ورود گامبهگام به گروهها و فعالیتهای جمعی با تمرکز بر نقاط مشترک به جای تفاوتها، جهت تثبیت حسِ تعلق و پذیرش اجتماعی. |
همین حالا سفر به سوی آرامش را آغاز کنید:
امکان ارتباط با طرحواره درمانگر متخصص در مرکز مشاوره دکترسلام به سه صورت
حضوری، تلفنی و آنلاین (تصویری)
برای مراجعان داخل و خارج از کشور فراهم است.
ورود به صفحه پشتیبانی و اطلاعات تماس