مرکز مشاوره دکترسلام {کلینیک رواشناسی دکترسلام}

درمان طرحواره خویشتن تحول نیافته (گرفتار): راهنمای جامع از تشخیص تا بهبود روابط

توی این صفحه، یک نقشه راه کامل برای شناخت و مدیریت طرحواره خویشتن تحول نیافته براتون آماده کردیم. هدف اینه که متوجه بشید این الگوهای تکراری از کجا ریشه گرفتن و چطور دارن زندگی امروز شما رو تحت تأثیر قرار میدن. این یک مطلب جامع هستش که تمام ابعاد این تله رو بررسی کرده تا دید شفافی بهتون بده.

موارد بررسی شده در این صفحه:

  • تعریف تخصصی طرحواره خویشتن تحول نیافته
  • علائم و نشانه‌های بالینی در رفتار
  • باورهای مرکزی و افکار منفی ناخودآگاه
  • دلایل و ریشه‌ تحولی طرحواره خویشتن تحول نیافته
  • تأثیر این طرحواره بر روابط و زندگی زناشویی
  • بررسی سبک‌های مقابله‌ای (تسلیم، اجتناب، جبران افراطی)
  • تحلیل چرخه و سیکل تکراری در زندگی روزمره
  • خدمات درمان طرحواره خویشتن تحول نیافته | کلینیک روانشناسی دکترسلام
  • نقشه راه درمان طرحواره خودگرفتار و بازیابی هویت مستقل

مرکز تخصصی درمان طرحواره خویشتن تحول نیافته

ما در کلینیک روانشناسی دکترسلام به عنوان مرجع تخصصی این حوزه، فرآیند شناسایی تا درمان طرحواره خویشتن تحول نیافته را با تمرکز بر تکنیک‌های تجربی و اصلاح الگوهای ارتباطی پیش می‌بریم. متخصصین ما به شما کمک می‌کنند تا ریشه‌های عمیق این تله را شناسایی کرده و روابط عاطفی خود را بر پایه امنیت بازسازی کنید.

جهت دریافت مشاوره و شروع فرآیند درمان طرحواره خویشتن تحول نیافته، از طریق دکمه زیر با ما در ارتباط باشید:

کلینیک روانشناسی دکترسلام
مرجع تخصصی طرحواره درمانی در ایران

بررسی طرحواره خویشتن تحول نیافته (طرحواره گرفتار)
مرکز مشاوره دکترسلام

مرکز تخصصی طرحواره درمانی در ایران

بسیاری از بن‌بست‌های زندگی، حاصل تکرار ناخودآگاه الگوهایی هستند که در کودکی برای «بقا» ساخته‌ایم، اما امروز در بزرگسالی مانند تله‌هایی نامرئی دست‌وپایمان را می‌بندند. این طرحواره‌ها ما را ناخودآگاه به سمت روابط اشتباه و احساسات سنگینِ تکراری می‌کشانند.

 

در مرکز مشاوره دکترسلام، هدف صرفاً نصیحت یا تغییرِ رفتارِ سطحی نیست؛ بلکه تمرکز بر شناسایی ریشه‌هایی است که «صدای منتقد درونی» یا «اضطرابِ همیشگی» را تغذیه می‌کنند. ما به جای جنگیدن با شاخه‌ها، به سراغِ نقشه‌های ذهنی قدیمی می‌رویم که باعث می‌شوند حتی در شرایط جدید، باز هم به نقطه‌یِ صفر رنج برگردید.

مرکز مشاوره دکترسلام با مجوز رسمی از سازمان بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی ایران

فهرست

تعریف طرحواره خویشتن تحول نیافته چیست؟

طرحواره خویشتن تحول‌نیافته که در انگلیسی به اون Enmeshment/Undeveloped Self می‌گن، وضعیتیه که در اون فرد هویت مستقل و مشخصی از خودش نداره. کسی که این طرحواره رو داره، انقدر با یکی از نزدیکانش (معمولاً والدین) گره خورده که مرزهای شخصیتیش از بین رفته. این آدم‌ها احساس می‌کنن اگه اون فرد نباشه، خودشون هیچ هویتی ندارن و حتی نمی‌تونن بدون نظر یا حضور اون‌ها خوشحال باشن یا تصمیم بگیرن.

جفری یانگتعریف از نگاه جفری یانگ:
جفری یانگ معتقده خویشتن تحول‌نیافته یعنی نزدیکی هیجانی بیش از حد با دیگران به قیمت از دست دادن استقلال و رشد طبیعی. یانگ توضیح می‌ده که این طرحواره در خانواده‌هایی شکل می‌گیره که والدین به کودک اجازه ندادن خودش باشه و مدام اون رو کنترل کردن یا بابت استقلالش بهش حس گناه دادن. این افراد در بزرگسالی یا مدام دنبال کسب اجازه از دیگران هستن (تسلیم)، یا از روابط صمیمی فرار می‌کنن چون می‌ترسن بلعیده بشن (اجتناب) و یا ممکنه برعکس، تظاهر به استقلال افراطی و شورش کنن (جبران افراطی).

 

علائم و نشانه های طرحواره خویشتن تحول نیافته / خودگرفتار

در این بخش به بررسی دقیق علائم طرحواره خویشتن تحول نیافته می‌پردازیم. این لیست به عنوان یک راهنمای تشخیص طرحواره خویشتن تحول نیافته تدوین شده تا با نشانه‌های طرحواره خویشتن تحول نیافته در زندگی روزمره آشنا شوید. اما توجه داشته باشید که این موارد صرفاً جهت آگاهی‌بخشی است و تشخیص قطعی و نهایی تنها از طریق مشاور روانشناس متخصص در حوزه طرحواره‌درمانی امکان‌پذیر است. اگر این حالات را در خود حس می‌کنید، برای بررسی تخصصی‌تر بهتره با ما تماس بگیری.

✔️احساس ادغام با یک فرد نزدیک:

حس می‌کنی مرز مشخصی بین تو و یکی از والدین (یا پارتنرت) وجود نداره و هویتت کاملاً به اون‌ها گره خورده.

✔️ناتوانی در تصمیم‌گیری مستقل:

حتی برای کارهای ساده هم باید نظر اون فرد خاص رو بپرسی و اگه اون تایید نکنه، حس می‌کنی فلج شدی و نمی‌تونی قدم از قدم برداری.

✔️احساس گناه در صورت استقلال:

اگه بخوای راه خودت رو بری یا تصمیمی بگیری که با نظر اون فرد متفاوت باشه، به شدت احساس گناه می‌کنی یا حس می‌کنی داری بهش خیانت می‌کنی.

✔️تاثیرپذیری شدید از روحیات دیگری:

اگه اون فرد ناراحت یا عصبانی باشه، تو هم بلافاصله همون حس رو پیدا می‌کنی؛ انگار که احساسات مستقل از خودت نداری.

✔️احساس پوچی بدون وجود آن فرد:

وقتی اون فرد کنارت نیست یا ازت دوره، حس می‌کنی اصلاً نمی‌دونی کی هستی، چی می‌خوای و هدفت توی زندگی چیه.

✔️افشای بیش از حد مسائل خصوصی:

حس می‌کنی باید تمام جزئیات زندگی، افکار و رفتارهات رو به اون فرد بگی و اگه چیزی رو مخفی کنی، اضطراب می‌گیری.

✔️ترس از بزرگ شدن و مسئولیت‌ پذیری:

ناخودآگاه ترجیح میدی در نقش یک کودک یا وابسته باقی بمونی تا همیشه کسی باشه که برات تصمیم بگیره و حمایتت کنه.

 

باورهای مرکزی و افکاری منفی در طرحواره خویشتن تحول‌نیافته

توی دنیای طرحواره خویشتن تحول‌نیافته یا خودگرفتار، مرزهای بین “من” و “دیگری” خیلی کمرنگه. فرد انگار هویتِ مستقلی از خودش نداره و مدام توی وجودِ یک نفر دیگه ذوب شده. البته یادت باشه که این حسِ “یکی بودن” یا “بی‌هویتی”، فقط یک سازواره ذهنی و احتمالی هست که ممکنه شخص به شخص شدتش فرق کنه و لزوماً به این معنی نیست که فرد تواناییِ مستقل شدن رو نداره. بیا ببینیم این تله‌ی ذهنی چه باورها و نجواهایی رو ممکنه توی سرِ آدم بسازه:

🔵 باور مرکزی (اون لایه‌ی عمیقی که ممکنه این‌جوری باشه)

این‌ها حکم‌های کلی و ریشه‌داری هستن که فرد درباره “استقلال و هویتِ خودش” توی ذهن داره:

  • شاید من بدونِ فلانی (والدین یا پارتنر) اصلاً هیچ هویتی ندارم و نمی‌تونم زنده بمونم.
  • من و اون یک روح در دو بدن هستیم؛ اگه اون خوشحال نباشه، من اصلاً حق ندارم خوشحال باشم.
  • انگار من اجازه ندارم راز یا حریمِ خصوصی‌ای داشته باشم که اون ازش بی‌خبر باشه.
  • من به تنهایی پوچم و فقط وقتی معنا پیدا می‌کنم که بخشی از زندگیِ اون آدم باشم.
  • شاید من اصلاً نمی‌دونم خودم واقعاً چی می‌خوام؛ خواسته‌ی من همون خواسته‌ی اونه.

🔵 افکار منفی (نجواهای لحظه‌ای که ممکنه توی سر بچرخه)

این‌ها فکرهای واکنشی و سریعی هستن که موقع تصمیم‌گیری‌های شخصی یا دور شدن از اون آدمِ خاص، توی ذهن می‌پرن:

  • (وقتی می‌خواد تنهایی تصمیمی بگیره): اگه این کار رو بکنم و اون ناراحت بشه چی؟ حتماً دارم بهش خیانت می‌کنم.
  • (وقتی یه چیزی رو به پارتنر یا والدینش نگفته): وای من چقدر آدمِ بدی هستم که دارم ازش چیزی رو مخفی می‌کنم.
  • (در پاسخ به سوال “چی دوست داری؟”): فرقی نمی‌کنه، هر چی که اون بگه برای منم خوبه.
  • (وقتی اون آدم حالش بده): من نباید الان بخندم یا به فکرِ خودم باشم، چون این یعنی من بی‌معرفتم.
  • نکنه اگه مستقل بشم و راهِ خودم رو برم، کلاً گم بشم و دیگه نتونم به زندگی ادامه بدم؟

 

دلایل و ریشه تحولی طرحواره خویشتن تحول نیافته / خودگرفتار

وقتی از دلایل طرحواره خویشتن تحول نیافته صحبت می‌کنیم، در واقع با نوعی ادغام هیجانی روبه‌رو هستیم که در آن فرد هویت مستقل خودش رو پیدا نکرده. ریشه‌های طرحواره خویشتن تحول نیافته معمولاً در رابطه‌ای بسیار نزدیک اما خفه‌کننده با والدین شکل می‌گیره، جایی که مرزهای بین “من” و “والد” از بین رفته. در حقیقت زمینه‌های بروز طرحواره خویشتن تحول نیافته باعث می‌شه فرد حس کنه بدون حضور یا تایید والد، موجودیتی نداره و نمی‌تونه به تنهایی از پس زندگی بربیاد.

⚠️ یک نکته خیلی مهم: یادتون باشه که ذهن هر انسان بر اساس تجربیات منحصربه‌فرد خودش فرم می‌گیره. این موارد صرفاً زمینه‌های رایج و «احتمالی» هستن. تشخیص نهایی و تایید وجود این الگوها حتماً باید توسط یک درمانگر باصلاحیت در اتاق درمان انجام بشه و صرف داشتن این علائم، به معنی وجود قطعی طرحواره نیست.

۱. محافظت بیش از حد و کنترل‌گری والدین:

یکی از اصلی‌ترین ریشه‌های طرحواره خویشتن تحول نیافته، والدینی هستن که اجازه ندادن کودک هیچ ریسکی بکنه یا خودش با چالش‌ها روبه‌رو بشه. وقتی تمام تصمیمات کوچک و بزرگ توسط والدین گرفته می‌شه، عضلات انتخاب و استقلال در کودک رشد نمی‌کنه.

۲. والدینی که از نظر عاطفی به کودک وابسته هستن:

گاهی از دلایل طرحواره خویشتن تحول نیافته، اینه که والد (به دلیل تنهایی یا مشکلات با همسر) از کودک به عنوان منبع اصلی آرامش خودش استفاده می‌کنه. در این حالت کودک حس می‌کنه اگر مستقل بشه، به والدش خیانت کرده یا او رو تنها گذاشته.

۳. سرکوب ابراز عقیده و تفاوت‌ها:

از دیگر زمینه‌های بروز طرحواره خویشتن تحول نیافته، محیطیه که در اون مخالفت با نظر والدین به معنای بی‌ادبی یا بی‌وفایی تلقی می‌شه. کودک یاد می‌گیره برای حفظ رابطه، همیشه باید مثل والدینش فکر و احساس کنه و هویت جداگانه‌ای نداشته باشه.

۴. تشویق شدید برای همرنگ شدن با خانواده:

در برخی خانواده‌ها، “ما بودن” یک ارزش افراطی داره و هر حرکتی به سمت “من بودن” سرکوب می‌شه. این موضوع ریشه‌های طرحواره خویشتن تحول نیافته رو تقویت می‌کنه، چون فرد یاد می‌گیره فقط در قالب خانواده معنا پیدا می‌کنه و تنهایی هیچ هویتی نداره.

۵. فقدان حریم خصوصی و مرزهای مشخص:

اگر در دوران کودکی، والدین مدام در کیف، دفتر خاطرات یا افکار کودک سرکشی کرده باشن، دلایل طرحواره خویشتن تحول نیافته عمیق‌تر می‌شه. کودک در چنین فضایی یاد نمی‌گیره که دنیای درونی او متعلق به خودشه و همیشه حس می‌کنه بخشی از وجود والدینه.

 

تأثیر طرحواره خویشتن تحول نیافته / خودگرفتار بر روابط و زندگی زناشویی

کسی که با طرحواره خویشتن تحول‌نیافته دست‌وپنجه نرم می‌کنه، انگار هویتش توی هویت یه آدم دیگه (معمولاً یکی از والدین) ذوب شده و خودش به تنهایی معنای خاصی نداره. این آدم‌ها توی رابطه عاطفی هم همین الگو رو تکرار می‌کنن؛ یعنی یا به شدت به همسرشون وابسته می‌شن که انگار بدون اون نمی‌تونن نفس بکشن، یا اینکه اجازه می‌دن والدینشون تا خصوصی‌ترین زوایای زندگی زناشویی‌شون دخالت کنن، چون هنوز نتونستن اون بند ناف روانی رو قطع کنن.

📍 واکنش‌های تخریب‌گر در رابطه:

  • 🔹 فقدان مرزهای شخصی: این افراد هیچ حریم خصوصی‌ای با همسرشون ندارن و تمام جزئیات رابطه رو به منبع قدرت (مثل مادر یا پدر) گزارش می‌دن، که این موضوع امنیت روانی همسر رو کاملاً نابود می‌کنه.
  • 🔹 تقلید و هم‌رنگی افراطی: به جای اینکه نظر خودشون رو داشته باشن، مدام رنگ عوض می‌کنن تا شبیه پارتنرشون بشن، چون می‌ترسن اگه خودشون باشن، رابطه از هم بپاشه یا طرد بشن.

توی زندگی زناشویی، این طرحواره باعث می‌شه همسرِ این افراد احساس کنه پارتنرش اصلاً «شخصیت مستقلی» نداره و همیشه نفر سومی (مثل مادرشوهر یا مادرزن) توی اتاق خواب و تصمیمات اونا حضور داره. فرد خودگرفتار به جای اینکه به همسرش تکیه کنه، هنوز دنبال تایید والدینشه و همین باعث می‌شه همسرش احساس تنهایی و بی‌اهمیت بودن کنه. این آدما وقتی با تضاد بین خواسته‌های همسر و والدینشون روبرو می‌شن، معمولاً فلج می‌شن و نمی‌تونن طرف همسرشون رو بگیرن، که همین موضوع ریشه اصلی سردی و طلاق‌های عاطفی توی این خانواده‌هاست.

 

سبک های مقابله ای در طرحواره خویشتن تحول نیافته / خودگرفتار

مدل برخورد (سبک مقابله‌ای) توی زندگی واقعی چی کار می‌کنی؟
تسلیم (ذوب شدن در دیگری) توی این حالت، تو اصلاً “خودت” نیستی! کلاً می‌شی سایه‌ی طرف مقابلت (حالا می‌خواد والدت باشه یا پارتنرت). هر چی اون بگه درسته، هر چی اون دوست داشته باشه می‌پوشی و هر تصمیمی اون بگیره تایید می‌کنی. انگار بدون اون آدم هیچ هویت و شخصیتی نداری و مدام ازش اجازه می‌گیری. در واقع اجازه می‌دی اون آدم تمامِ فضای روانی تو رو اشغال کنه و خودت رو کاملاً فراموش می‌کنی.
اجتناب (فرار از صمیمیتِ نزدیک) برای اینکه ترس از “بلعیده شدن” توسط بقیه رو داری، کلاً اجازه نمی‌دی کسی بهت خیلی نزدیک بشه. از روابطی که حس می‌کنی ممکنه توش آزادی یا هویتت رو از دست بدی فرار می‌کنی. تنهایی رو انتخاب می‌کنی چون فکر می‌کنی فقط وقتی تنهایی می‌تونی “خودت” باشی. به محض اینکه حس کنی کسی داره روت نفوذ پیدا می‌کنه یا داره بهت تکیه می‌کنه، رابطه رو کات می‌کنی تا استقلالت حفظ بشه.
جبران (استقلالِ نمایشی) توی این فاز، تو یه جنگِ زرگری راه می‌اندازی! برای اینکه ثابت کنی به کسی نیاز نداری، خیلی لجباز و خودسر می‌شی. حتی اگر بدونی نصیحت بقیه درسته، دقیقاً عکسش رو انجام می‌دی تا فقط نشون بدی که “من خودم تصمیم می‌گیرم”. با هر نوع نفوذ یا صمیمیت به شدت می‌جنگی و یه استقلالِ افراطی و گاهی بی‌منطق از خودت نشون می‌دی تا اون حسِ درونیِ “وابستگی و هویت نداشتن” رو بپوشونی.

 

چرخه و سیکل تکراری در طرحواره خویشتن تحول‌نیافته / خودگرفتار

توی طرحواره خویشتن تحول‌نیافته، مرزهای بین فرد و یک شخص مقتدر (معمولاً والدین یا پارتنر) انقدر کمرنگه که فرد حس می‌کنه بدون اون آدم هیچ هویت مستقلی نداره. انگار فرد توی وجود یکی دیگه حل شده و اگه بخواد راه خودش رو بره، حس خیانت یا پوچی بهش دست می‌ده. فاجعه استراتژیک اینجاست که فرد برای فرار از اضطرابِ تنهایی یا حس گناه، مدام اجازه می‌ده دیگران براش تصمیم بگیرن. این‌طوری نیست که فرد توانایی نداشته باشه، اما با «نپرسیدنِ نظر خودش» و «چک کردنِ مدام با دیگران»، اجازه نمی‌ده هویت واقعی‌ش رشد کنه و تهش به این نتیجه می‌رسه که «من واقعاً بدون فلانی هیچ کاری بلد نیستم.»
۱
محرک (یک اتفاق احتمالی):
فرد در موقعیتی قرار می‌گیره که باید یک تصمیم شخصی بگیره؛ مثلاً انتخاب یک مسیر شغلی جدید یا حتی خرید یک وسیله برای زندگی خودش.
⬇️
۲
فعال شدن طرحواره خویشتن تحول‌نیافته (تفسیر ذهنی):
فرد ممکنه با خودش بگه: «من که نمی‌دونم چی درسته، حتماً باید از فلانی بپرسم. اگه بدون اجازه اون کار کنم و خراب بشه چی؟ من اصلاً بدون نظر اون هویت ندارم.»
⬇️
۳
رفتارِ غلط (واکنش مقابله‌ای احتمالی):
فرد فوراً با اون شخص مقتدر تماس می‌گیره، نظر خودش رو سرکوب می‌کنه و دقیقاً همون کاری رو انجام می‌ده که بهش دیکته می‌شه، حتی اگه ته دلش راضی نباشه.
⬇️
۴
تأیید شدن طرحواره (نتیجه‌ی احتمالی):
فرد دوباره حس می‌کنه که خودش به تنهایی هیچ قدرتی نداره و وابستگی‌ش شدیدتر می‌شه؛ و طرحواره تایید می‌شه: «دیدی؟ من اصلاً بلد نیستم مستقل زندگی کنم!»

 

خدمات درمان طرحواره خویشتن تحول‌نیافته / خودگرفتار | کلینیک روانشناسی دکترسلام

اگر احساس می‌کنید هویت مستقلی ندارید و زندگی‌تان بیش از حد با یکی از والدین یا افراد نزدیک گره خورده است، شما با طرحواره خویشتن تحول‌نیافته (خودگرفتار) روبرو هستید. در این وضعیت، گویی فرد بدون تایید یا حضور آن شخصِ مهم، احساس بی‌هویتی یا حتی پوچی می‌کند. در مرکز مشاوره دکترسلام، ما به شما کمک می‌کنیم تا بندهای ناف عاطفی را که مانع رشد فردیت شما شده‌اند، به شکلی سالم باز کنید و برای اولین بار، زندگی را بر اساس ارزش‌ها و علایق واقعی خودتان تجربه کنید.

نقشه راه درمان طرحواره خودگرفتار و بازیابی هویت مستقل

۱ مرزبندی عاطفی و کشف خودِ واقعی: شناسایی نقاطی که مرزهای شما با دیگری ادغام شده و تمرین برای تفکیک نیازها، احساسات و نظرات شخصی از نظرات فرد مورد نظر.
۲ تکنیک‌های صندلی خالی و بازوالدینی: مقابله با احساس گناهِ ناشی از مستقل شدن و درمان ریشه‌هایی که در کودکی اجازه نداده‌اند شما به سمت استقلال و خودمختاری حرکت کنید.
۳ تمرین استقلال در تصمیم‌گیری: گام‌های عملی برای انجام فعالیت‌های مستقل و تقویت اعتمادبه‌نفس برای مواجهه با دنیا بدون نیاز به تکیه‌گاه‌های افراطی قدیمی.

همین حالا سفر به سوی آرامش را آغاز کنید:

امکان ارتباط با طرحواره درمانگر متخصص در مرکز مشاوره دکترسلام به سه صورت
حضوری، تلفنی و آنلاین (تصویری)
برای مراجعان داخل و خارج از کشور فراهم است.

ورود به صفحه پشتیبانی و اطلاعات تماس

📞 پشتیبانی ۲۴ ساعته
icon
سوالی دارید؟ دریافت سریع نوبت در واتساپ
×
زهره صبوری Whatsapp chat
سپهر راد Whatsapp chat
پیمایش به بالا